ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩۱  

 

             

 

           ما به هم بدرود نمی گوییم

 

 

پاییز رفت

پیشوا رفت

تو برنگشتی

بهار آمد

حصار فرو ریخت

تو برنگشتی

کجای شب جا ماندی؟

که صدای صبح به تو نمی رسد

چشم به راهم

چشم به راهم

تو را صدا می زنم

از ورای دیوارهایی

که دیروز بالا آمدند

ما به هم بدرود نمی گوییم

هنوز عطر فریادمان در خیابان جاریست

روی دیوار قول بهار داده ایم

و امروز در بهار سبز

تو هم برگرد

همراه پاییز سرد

 

8/1/91


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٠  

                                    

  شعر جدیدم...............     

 

                     این مردن برای تو بود

 

 

این مردن برای تو بود

برای خانه

برای فردا

برای سوال کودکم

وقتی از رویای باغ می پرسد

کمی هم برای عشق

که هر روز از قلبهایمان به اسارت می بردند

اشکها را مهار کن

نه موسیقی

نه باران

نه نفس

مرهم تن های تهی نبود

کسی باید می رفت

کسی باید می گذشت

تا شهر غبار را می شنید

اشکها را مهار کن

در شهر بی پنجره

مردن مثل زندگی ست

و این مردن برای تو بود

برای زندگی

 

12 اسفند 90

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠  

 

مصاحبه من با اوگن هیلبرتز از آلمان.............

 

                    فرق ما ایرانی ها و هندی ها

 

اینکه راننده های آلمانی منظم ترین راننده های دنیا هستند شکی در آن نیست و خیلی از کارشناسان وقتی می خواهند مثالی از رفتارهای درست ترافیکی کشوری بیاورند آلمان را مثال می زنند که مردم در آن کاملا مقررات را رعایت کرده و در ایجاد یک نظم طبیعی در ترافیک به مدیریت شهری کمک می کنند. اوگن هیلبرتز هم کارشناسی از این کشور است که تا کنون 5 بار به تهران سفر کرده و وضعیت رانندگی مردم تهران را از نزدیک دیده.  او که برای المپیک پکن برنامه‌ریزی کرده و در تهیه طرح جامع ترافیک دبی مشارکت داشته و در حال حاضر برای اجرای طرحی در هند مشاوره می دهد نکاتی را در مورد رفتار شهروندان عنوان و راهکارهایی را در مورد حل ترافیک شهر ارائه می دهد که می خوانید......

 

 

*فکر می کنید مهندسی ترافیک چاره مشکل تهران باشد یا راهکارهای دیگری هم به موازات آن نیاز هست؟

 

 

معتقدم موضوع ترافیک صرفا با مهندسی درست نمی شود و ما نمی توانیم ادعا کنیم صرف مهندسی ترافیک می توانیم مشکل را حل کنیم و هیچ کجای دنیا بویژه در کشورهایی که امروزه ترافیک منظم و روانی دارند و از این نظر با مشکل خاصی مواجه نیستند مدیران فقط با یک سیاست یک بعدی مثلا مهندسی مشکل را حل نکرده اند و اگر هم کسی ادعا کند با مهندسی می توان ترافیک را درست کرد بنظر من دید تک بعدی داشته و حتما به ابعاد و عوامل متعدد ایجاد ترافیک آگاهی ندارد. مهندسی ترافیک فقط بخشی از مشکل را حل کرده و باید برای حل همه بعدی معضل تمام جوانب را سنجید و تصمیم همه بعدی گرفت. مثلا در مورد تهران مهندسی ترافیک خیلی جوابگو نبوده و جل معضل آن یک تصمیم گیری سیاسی می خواهد آن هم در بعد کلان . تا ترافیک تحت کنترل مسئولان در آید در غیر اینصورت هر تصمیمی نتایج موقت خواهد داشت و در بحث ترافیک ما نباید به این تاثیرات اکتفا کنیم. چرا که بعد از مدتی مشکل به شکل دیگری بروز می کند و دوباره باید وقت و هزینه ای دیگر صرف حل مشکل شود.

 

*شما ظاهرا پنجمین باری است که به تهران سفر می کنید و کماکان وضعیت ترافیک شهر را دیده اید برآوردتان در مورد وضعیت ترافیک شهر چیست؟

 

واقعیت این است که تهران ترافیک سنگینی دارد و تقریبا همه معابر شهر از خودرو پر شده. در چنین شرایطی کار برای مسئولان ترافیک خیلی سخت می شود. چون با این وضعیتی که من دیدم مشکل فقط ایجاد زیرساخت ها نیست و با وجود توسعه ای که در طول این 5 سال صورت گرفته و من در سفرهایم شاهد آن بوده ام هنوز شهر از نظر ترافیک مشکل جدی دارد که بنظر من یکی از این مشکلات به استفاده بی رویه از خودروی شخصی باز می گردد. من خودروهای شخصی زیادی را دیدم که تک سرنشین بوده و مالک آن می توانسته خیلی راحت سفر خود را با وسایل حمل و نقل عمومی انجام دهد و نیازی به آوردن خودرو به معابر نبوده است. در حالیکه ظاهرا در تهران کمتر به این موضوع توجه دارند و افراد سعی می کنند برای راحتی خود از خودروی شخصی استفاده کنند که فکر می کنم حرکت خودخواهانه ای است و لزومی ندارد برای راحتی یک فرد اینهمه معابر اشغال شوند. از سوی دیگر علاوه بر استفاده بی رویه از خودروی شخصی خیلی از راننده ها رفتار درست ترافیکی ندارند.

 

*چه کار می کنند؟

 

نظم ترافیک را به هم می زنند توجهی به این ندارند که فقط باید در لاین خود حرکت کنند تا ترافیک روان تر شود. وارد لاین دیگر شده و وقتی خوب نگاه می کنی می بینی رانندگی شهروندان زیگزاگی است و تخلف زیاد می کنند. البته قبلا اوضاع بدتر از این بوده و الان کمی بهتر شده. سال 2005 که من برای اولین بار به ایران آمدم اوضاع رانندگی مردم خیلی بدتر از این بود و من واقعا از طرز رانندگی شان تعجب می کردم. البته این را هم بگویم در هند که من پروژه کار می کنم اوضاع به مراتب بدتر از این است و ایرانی ها اگر در مقایسه با آلمانی ها راننده های منظمی نباشند اما در مقایسه با هندی ها وضعشان بهتر است.

 

*از چه نظر؟

 

درصد تخلف آنها خیلی بیشتر است و ماجرا جویی هایشان هم در رانندگی به مراتب عجیب تر از آن چیزی است که در تهران دیدم. در حوزه دانش فنی و آموزش هم در تهران کارهای بیشتری صورت می گیرد در حالیکه در هند چنین نیست نه دانش فنی و علمی لازم در حوزه ترافیک را دارند و نه آموزشهایی در این رابطه ارائه می شود.

 

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ بهمن ۱۳٩٠  

 

                        در ذهن او چه می گذرد؟

 

در ذهن او چه می گذرد

او که آرام کنارم آرمیده

و بر قلبم چنگ می اندازد

در قلب او خاطره

کدامین عشق زنده می شود

که چشمانش از شوق می درخشد

شاید او در رویای سبزش

قصری از گلبرگ و ستاره

برای آرامش تنم می سازد

یا در اعماق قلب خود

چون عروسکی کهنه

مرا دور می اندازد

شاید هم دوستم دارد

مثل پریان خوشبخت قصه

وقتی که عاشق می شوند

یا که فریبم می دهد

با نگاههای عاشقی

که بر صورتم می دوند

ذهن او عریان نیست

قلب او عریان نیست

و من از عشق او چیزی نمی دانم.

 

 

 

 

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠  

 

حسی که برای نوشتن این شعر داشتم یه حس واقعی بود حس می کردم از تمام تعلقات مادی و عاطفی خالی شده ام و هیچ دلبستگی به شهر و آدمایی که می شناسم ندارم. احساسم این بود دیگر چیزی برای دلتنگی وجود ندارد مثل لولیتای غمگینی شده بودم که گذاشت و گذشت.....رفتن های بی صدا دور شدن های بی بهانه یکی از عادت های زندگیم بود که تا 7 سال پیش به کرات آن را تجربه می کردم ولی مدتها بود ماندن و حضور را انتخاب کرده بودم که حالا دریافته ام سالهای تباه شده زندگی ام بوده و چه زیبایی هایی در رفتن بود که از زندگی دریغ کردم و حالا به خودم نهیب می زنم پایان این حضور مرداب است.......

 

 

                 من از اینجا خواهم رفت

 

 

من از اینجا خواهم رفت

مثل قایقی که به اعماق می رود

مثل سایه ای که بر سنگلاخ می گذرد

دنبال چراهای رفتنم نباش

بی چرا و چراغ از اینجا خواهم رفت

نه چمدانی از عکس و لباس خواهم بست

نه جیبهایم را از خاک ترد باغچه پر خواهم کرد

خالی و بی خاطره

بی سرزمین تر از باد از اینجا خواهم رفت

چشمهایم را بر خانه ها و کوچه ها خواهم بست

ریه هایم را از عطر گلهای شهر خالی خواهم کرد

عشقها و صداها و هر آنچه در این شهر دارم

در اتاقم جا خواهم گذاشت

و مثل پرنده ای در غبار خواهم رفت

گونه عزیزی را به رسم مسافرها نخواهم بوسید

دست معشوقی را برای خداحافظی نخواهم فشرد

در بهت نگاه همسایه ای خیره نخواهم ماند

بی هیچ اشکی بی هیچ لبخندی

مثل معراج فرشته ای در برف خواهم رفت

دلواپس فردای من نباش

قلبم را هم در اتاقم جا خواهم گذاشت

و دلتنگی هایم را به ماه خواهم سپرد

سرد سرد خواهم شد

رنگ باخته تر از زخمی پنهان که حس نمی شود

پرستوها و پرنده های کوچک کوهستان

رویاهایم را به ترانه خواهند خواند

و من در رویا هر گاه که دستهایم

به آسمان برسند

"چراهای" رفتنم را به شکل تکه ای ابر در خواهم آورد

 

26 اردیبهشت 90

 

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠  

                    

  

          وقتی به دوردستها می روم

 

 

جدایی مقرر شده است

با تمام نیکی ها و گناهانم

زیر پوست مرگ پنهان می شوم

و مرگ شکل مرا کامل می کند

خداحافظ دوست من

      خداحافظ

فقط گلهای کاغذی برای همیشه

             باقی می مانند

تنها ستاره ها نمی میرند

بوسه هایم را برصورت عروسکانم

      جا می گذارم               

و بغض نمی کنم

 اگر عشق مرا حقیر کرده است

مرا ببخش دوست من

       مرا ببخش

عشق سالهای طلایی ام را

میان خنده ها و گریه ها پنهان می کنم

و موهای خیس از بارانم را

به بادهای سرد پاییز می سپارم

تو برای من نخواهی بود

و من نیز برای تو

رویاها به پایان می رسند

همچون معجزه روزی خوش

ما فقط صدایی خواهیم بود

که در سکوت می پیچد

گریه نکن دوست من

     گریه نکن

این انتخاب من نیست

جاده صدایم می زند

هر بهشتی در آسمان

و هر جهنمی در زمین

تو را به یاد من خواهد آورد

و من در رویا

اگر دستهایم به دستهایت برسند

تو را با تمام ایمان کودکی ام

دوست خواهم داشت.

                                          

  19 آبان 86

 

 

 

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٠  

 

modigliani..... دیوانه دوست داشتنی

در عرض این سه روز 11 بار فیلم   modigliani  رو دیدم. اونقدر این فیلم رو دوست دارم که هر بار با هیجان بار اول می بینمش. صمیمیت،تنهایی و دیوانگی  modi  بقدری عجیب و متناقض است که دوست داری کشفش کنی.می خواهی او را بیشتر بشناسی. عدم اعتماد او به آدمها در عین صمیمیت،سرگردانی ها و سرمستی هایش از او دنیایی ساخته که می خواهی به کنه آن برسی. دنیایی که با همه عصیان ها و زشتی هایش زیباست.

نمی دونم چند بار دیگه بخوام این فیلمو ببینم و تا کی دیوانگی های نقاش سرگردان که همیشه در رقابت دائمی با پیکاسو به سر می بره برام جذاب باشه اما می دونم کشف این آدم از اتفاقای خوب زندگیم بوده و حالا کسی رو می شناسم که در سالهای دوردست شبیه خیلی از ماها بود. آدمای صمیمی ولی بیگانه.

غربت    modigliani وقتی در شب بارانی پشت پنجره نشسته و کلمه مادر را که در کودکی از دست داده زمزمه می کند و شبی که در کوچه تاریک نشسته و در حالیکه گربه روی پاهایش می خزد نقاشی می کشد دیوانه کننده است و در تمام 11 باری که فیلم را دیده ام همیشه بغضم گرفته و بی اعتمادی او به آدمها وقتی چشمهای ژان را نمی کشد حس عجیبی ایجاد می کند که با آن بیگانه نیستیم.

مرگ غم انگیزش هم در شب برفی درست وقتی که آخرین نقاشی اش را به معرض نمایش گذاشته اند اشک آدمو در می آره و هر بار که می بینمش یاد خاطره ای از یه عزیزی می افتم که سرنوشت مشابهی داشت و بعد از سالها هر وقت اسمش و خاطره اش خاطرم می یاد گریم می گیره.

حالا بیشتر از هر زمانی چشمای غمگین مدل نقاشی    modigliani رو درک می کنم و خشم آتشینش را در پس آرامش طوفانی که حتی دود و الکل هم ذوب نمی کند در می یابم. همه ما در زندگی روزهایی داشتیم که هیچ چیز آراممان نمی کرده و فکر می کنم چقدر این روزها برای   طولانی بودند اندازه یک عمر.............

فکر می کنم  modigliani دیوانه ای در درون است یا دیوانه ای در واقعیت ولی هر چه هست دیوانه ای دوست داشتنی است و غربت او عمیق تر از جای خالی چشمها در نقاشی هایش است


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٠  

 

فکر می کنم این مسافر خود منم که یه وقتایی می خوام برای همیشه برم  اونقدر دور شم که چهره کسی رو به خاطر نیارم . فکر می کنم این مسافر خسته خود خود منم که یه حادثه اونو بهم یادآوری کرد .....یا اون مسافری که رفت منو به یاد من آورد نمی دونم قصه کدومه ولی با تصویرها همذات پنداری می کنم

 

             به کدامین آغوش پناه می بری؟

 

به کدامین شهر سفر می کنی؟

            شاهزاده رنج!

که صدای چرخهای کالسکه ات

بر جاده های خاکی تفیده سنگین تر می شود

به کدامین برج و بارو می گریزی؟

که بی چتر و فانوس

به نیم نگاهی سراسر راز و درد بسنده می کنی

بگو به کدامین آغوش پناه می بری؟

که لبهایت چنین از تب گر گرفته اند

تو را دیده ام

که در درون می گریستی

تنهایی ات را زیر درختان نخل

حس کرده ام

وقتی رازهایت را به برگ می گفتی

تو را من می شناسم

با من از رازهایت بگو

از ترسهایت

که هیچ گاه در امان از باد شب نمی خوابیدی

بگو از دیروزها و دردها

از تکرار شبهایی که بر تو گذشت

جاده به پایان می رسد

بگو سفر در کدام نقطه آغاز شد

من نجوای نرم تو را در قلبم می شنوم

با من بگو

بگو با من

شاهزاده رنج

که در درون می گریی

 

بهار 90

 

 

 

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٠  

 

این شعرو پاییز همین امسال نوشتم هر وقت می خوام بازنویسی کنم می بینم هیچ جا رو نمی تونم دست بزنم اندازه شعر دلفین ها دوسش دارم .......

 

                                     پنجره را ببند

 

پنجره را ببند

در این شهر

که گرد مرگ می پاشند

باد نفس را سمی می کند

 

پنجره را ببند

هوا مسموم

خاک مسموم

ریه هایم می سوزند

 

شاید تو نمی دانی

پنجره های شهر

سالهاست

هوای تازه و نور نمی دهد

 

فصل بی وزنی سایه هاست

پنجره را ببند

بگذار زندگی

بی نور و هوا بمیرد

 

5 آبان 90

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٠  

 

مصاحبه من با ولف گانگ نئومن،رییس و بنیانگذار بنیاد جهانی انرژی. نئومن آدم دوست داشتنی است و مصاحبه با او را دوست داشتم ............

 

    3 میلیارد از جمعیت جهان به انرژی دسترسی ندارد 

 

ولف گانگ نئومن،رییس و بنیانگذار بنیاد جهانی انرژی،بهره گیری از انرژی های تجدیدپذیر را مهمترین راه  برون رفت از بحران های زیست محیطی می داند و تاکید می کند جهت گیری اصلی کشورها باید به این سمت باشد. او نکاتی چند را در خصوص ضرورت استفاده از انرژی های تجدیدپذیر عنوان می کند و برای چندمین بار هشدار می دهد که انرژی های تجدیدناپذیر رو به اتمام بوده و باید برای آینده نسلها برنامه ریزی کرد.نئومن از عدم توازن در دنیای انرژی هم سخن می گوید و از اینکه مردم جهان سهم برابر از انرژی ندارند ابراز تاسف می کند و امیدوار است این مسئله در هدفگذاری صورت گرفته حل شود.صحبتهای رییس بنیاد جهانی انرژی را در خصوص الزامات و برنامه های استفاده از انرژی تجدیدپذیر  می خوانید..........

 

*انرژی و انسان محور اغلب صحبتهای شما بوده و همواره دغدغه خود را از این نظر در بعد جهانی اعلام کرده اید بفرمایید کدام واقعیت شما را نگران می کند و سمت و سوی حرکت دنیا در این زمینه کجاست؟

 

 

هدفگذاری اصلی ما این است که در سال 2050 میلادی میزان مصرف انرژی فسیلی به حدود 30 درصد برسد. در واقع طی یک فرایند زمانی بهینه سازی مصرف انرژی بالا می رود و حدود 50 تا 60 درصد انرژی ما بهینه می شود. نکته دیگری که باید در همین جا به آن اشاره کنم و اتفاقا یکی از مهمترین چالش های ما در بنیاد جهانی محسوب می شود این است که امروزه 7 میلیارد نفر جمعیت در جهان داریم که این تعداد در سال 2050 به 9 میلیارد نفر می رسد و این در حالیست که در حال حاضر از جمعیت 7 میلیاردی جهان 4 میلیارد نفر به انرژی دسترسی دارند و هنوز 3 میلیارد نفر دیگر از دسترسی به انرژی محروم هستند و ما باید این مسئله را هم در نظر بگیریم که در سال 2050 این امکان را برای تمام انسان ها بوجود بیاوریم که همگی دسترسی برابر به انرژی داشته باشند.

 

*در حال حاضر موازنه دسترسی انسانها به انرژی به چه صورت است آمارها که تا چندی پیش فاصله فاحشی را در این رابطه نشان می دادند؟

 

واقعیت این است که در این زمینه نیز هیچ تعادلی در جهان وجود ندارد. امروزه 80 درصد انرژی جهان متعلق به فقط 20 درصد جمعیت است و سوالی که ما در بنیاد جهانی انرژی مطرح می کنیم این است که 80 درصد بقیه چه کار می کنند؟ و چرا باید شاهد اینهمه نابرابری در دسترسی انسانها به انرژی باشیم. خانم مانکا گاندی از فعالان بین المللی محیط زیست که در بنیاد جهانی انرژی با ما همکار است تعریف می کند که همین زمان حاضر در هند 500 میلیون نفر به انرژی الکتریکی دسترسی ندارند و این یک فاجعه در جهان است که هیچ توازنی در دسترسی افراد به انرژی وجود ندارد و ما در هدفگذاری که انجام دادیم می خواهیم این توازن در دنیا برقرار شود و همه انسانها دسترسی برابر به انرژی داشته باشند. در واقع ما باید این حق را برای تمام انسانها قائل باشیم که دسترسی یکسان به انرژی پیدا کنند.

 

*طبق گفته شما قرار است میزان مصرف انرژی فسیلی تا سال 2050 به 30 درصد کاهش پیدا کند توضیح می دهید این فرایند چگونه اتفاق خواهد افتاد؟

 

امروزه 80 درصد انرژی مصرفی از انرژی های فسیلی است که این مسئله دنیا را با یک چالش بزرگ زیست محیطی مواجه کرده که این مسئله ایجاب می کند ما به سمت انرژی های تجدیدپذیر برویم که در این میان انرژی خورشیدی از اهمیت خاصی برخوردار است. در هدفگذاری که برای سال 2050 صورت گرفته،چیزی که کشورها باید روی آن متمرکز شده و برنامه ریزی کنند انرژی خورشیدی است که در تمام این کشورها این انرژی وجود دارد و کشورها می توانند با بهره گیری از فناوری های نوین از آن بهره مند شوند. در اروپا این موضوع با جدیت پیگیری می شود و در کشورهای دیگر هم با توجه به آلودگی های زیست محیطی که انرژی فسیلی ایجاد می کند مدیران راهی جز حرکت به سمت انرژی های تجدیدپذیر ندارند و با پروژه هایی که در سطح دنیا در خصوص استفاده از انرژی های تجدیدپذیر اجرایی می شود به مرور مصرف انرژی های فسیلی کاهش می یابد.

 

*طبیعتا کشورهایی وجود دارند که فناوری های بهره گیری از انرژی خورشیدی را در اختیار ندارند و ممکن است در مقایسه با کشورهای توسعه یافته کند حرکت کنند بنیاد جهانی انرژی برای آنها برنامه خاصی دارد؟

 

حفاظت از محیط زیست مرز و محدوده ندارد و حرکت هر کدام از کشورها به سمت استفاده از انرژی های تجدیدپذیر یعنی حفظ محیط زیست و ما با توجه به اهمیت مسئله هر کمکی که بتوانیم به کشورهای ضعیف برای بهره مندی از انرژی های تجدیدپذیر می کنیم.ما معتقدیم که نسل های آینده باید بصورت پایدار از انرژی بهره مند شوند. بنابراین به این منظور کمک های لازم را هم می کنیم.

 

*بررسی هایی هم از وضعیت ایران داشتید که نشان دهد در خصوص بهره گیری از انرژی های تجدیدپذیر چه اقداماتی انجام داده و تا چه حد فناوری های استفاده از انرژی های تجدیدپذیر را در اختیار دارد؟

 

فعلا به آن صورت اقدام قابل توجهی صورت نگرفته ولی من معتقدم توانایی این را دارد که انرژی های تجدیدپذیر را جایگزین انرژی فسیلی کند. از نظر فکری هم این توان را در ایران می بینم که بتواند از انرژی های تجدیدپذیر بهره گیرد و من به این موضوع خوشبین هستم که تا سال 2050 ایران نیز در گسترده ترین سطح انرژی های تجدیدپذیر را مورد استفاده قرار دهد. با توجه به معضل آلودگی هوا که برخی کلانشهرهای ایران با آن مواجه است این انتظار می رود که جهت گیریهای اصلی به سمت استفاده از انرژی های تجدیدپذیر بوده و ایران تلاش بیشتری در این زمینه به عمل آورد.

 


کلمات کلیدی: