الله اکبرهای کودکانه جاناتان
تمام امروز به جاناتان فکر می کردم. نوه پنج ساله فامیلمان که هر شب با لهجه انگلیسی "الله اکبر" می گوید. او ٣ هفته بیشتر نیست که همراه مادربزرگ و پدربزرگش به ایران آمده و اولین بار است که ایران و تهران را می بیند.اما مثل بسیاری از شهروندان تهرانی که هر شب از بالای برجها و بامها فریاد می زنند هر شب ساعت ١٠ بالای تراس خانه می آید و با صدایی گرم و کودکانه فریاد می زند. "الله اکبر" و هر گاه صداها بلند می شوند تن صدایش بالا و بالاتر می رود . نمی دانم این کودک ۵ ساله امریکایی که در مهد رفاه و تمدن زندگی می کند چه خاطره ای از مسافرتش به ایران برای پدر نروژی و مادر ایرانی که از کودکی در امریکا زندگی کرده تعریف خواهد کرد و برای دوستان کوچک خود از ایران چه خواهد گفت ؟ولی حس می کنم این صدا و تکبیر برای همیشه در گوش او خواهد پیچید. وقتی خاطراتش را مرور می کند و وقتی از ایران می شنود و می بیند.